باید فرایندهای
بحرانی را بگونه ای ترکیب کنیم که هم شامل محدوده کاری مشخص زمانبندی و منابع
برآوردشده شوند و همچنین یک برنامه یکپارچه پایین به بالا از اجزاء(سلولها) اندازه
گیری شده با تشریح کامل، بوجود آید که برنامه های محاسباتی کنترل(Control
Account Plans : CAPs)
نامیده می شوند. مدیریت پروژه بر مبنای ارزش بدست آمده مطابق CAPهای
تفصیلی، اجرا می گردد به طوریکه در نتیجه، طراحی رسمی(Formal)
و پایین به بالای پروژه بدست می آید. CAPهای
منفرد، یکپارچگی تمامی فرایندهای بحرانی همچون "محدوده کاری"، "برنامه ریزی"،
"زمانبندی"، "برآورد و تخمین" و "اجازه اختیار" را بازنمایی می کنند.
اندازه گیری بازده(Performance)
در CAPهای
تفصیلی جای می گیرد و بازده کل پروژه از مجموع آنها که در CAPهای
تفصیلی انعکاس می یابد، بدست می آید. در اصل، هر CAP
پروژه یک زیر پروژه از کل پروژه ای است که توسط یک مدیر CAP،
"مدیریت"، "اندازه گیری" و "کنترل" می شود.
زمانبندی
رسمی CAP ها
هرکدام از
CAP
های تعریف شده، باید بهمراه یک سیستم زمانبندی رسمی(formal)،
برنامه ریزی و زمانبندی شوند.
تخصیص هر
CAP به یک واحد اجرایی
جهتبازده(کارآیی)
بمنظور حصول
بازده، هرکدام از CAPهای
تعریف شده باید به یک اجرای کاربردی پایدار، تخصیص یابند. این تخصیص بطور مؤثری،
متعهد اجرا در جهت نظارت بر بازدهی و اثربخشی هر CAP
می شود.
فراهم کردن
یک baseline که CAP ها را خلاصه می کند
باید یک
baseline
برای اندازه گیری بازده کل پروژه فراهم گردد، بگونه ای که مجموع CAP
های تشریح شده را بازنمایی کند.
اندازه گیری
بازده در برابر زمانبندی
باید بازده
زمانبندی پروژه را در برابر زمانبندی برنامه ریزی شده و اصلی پروژه، بطور متناوب
اندازه گیری کنیم.
اندازه گیری
اثربخشی هزینه در برابر هزینه های تحمیلی
باید بصورت
دوره ای، میزان اثربخشی بازده پروژه را طوری اندازه گیری کنیم که رابطه میان EV
اجرایی پروژه و هزینه های تحمیلی جهت دستیابی به EV
را مشخص کند.
پیش بینی
هزینه های نهایی بر اساس بازده
باید بصورت
متناوب، نیازمندیهای هزینه نهایی پروژه را بر اساس بازده آن در برابر برنامه ریزی،
پیش بینی نماییم.
þاکنون
که نکات اساسی برای استفاده مفاهیم مدیریت EV
تشریح شد، در ادامه سعی خواهد شد که در مورد مزایای استفاده از EV
بحث شود.
موضوع کتاب:
آموزش نرم افزارهای مرتبط با مدیریت و
کنترل پروژه
از این به بعد بخش معرفی کتابهای جدید
مرتبط با مهندسی صنایع به وبلاگ افزوده می شود؛ و در صورت امکان به نقد آنها نیز
پرداخته خواهدشد. در این مطلب، نه از نظر محتوای کتاب، بلکه شیوه تبلیغ یک کتاب نقد
می شود!
در گام نخست، به معرفی بسیار اجمالی
کتابی که تنها تصویر تبلیغی آن با فرمت jpg ، به این
وبلاگ ایمیل شده است، پرداخته می شود:
نام
کتاب: راهنمای کاربردی نرم افزار
Primavera Enterprise
سطح آموزشی:
مقدماتی
موضوعات:
آموزش نرم افزارهای مرتبط با مدیریت و
کنترل پروژه
نویسنده:
مهندس بابک سعیدی
قطع کتاب:
؟
انتشارات:
؟(تلفن مرکز پخش: در عکس مقابل نوشته شده. دانلود
فرمایید)
قیمت: ؟!
نکته
قابل ذکر: ای کاش دست
اندرکاران انتشار و فروش کتاب فوق الذکر که زحمت معرفی و تبلیغ آن را با ارسال عکس جلد
با پست الکترونیکی کشیده اند، اطلاعات بیشتری در اختیار می گذاشتند!!البته مقصودم، گیر دادن به آنها نیست و فقط قصد بر بیان این می باشد که روش
تبلیغ، بازاریابی و فروش باید بهتر از این باشد. و باید حداکثر اطلاعات مفید در
مورد محصول و فرآورده در اختیار مشتری بالقوه قرار گیرد؛ که این موجب افزایش
اطمینان مشتری خواهدشد.
þ
ضمناً، نویسندگان و ناشران گرامی، در
صورت تمایل می توانند یک نسخه از کتب جدید خود را جهت معرفی و یا انتقاد، در اختیار
نویسنده این وبلاگ قرار دهند(بدینمنظور
لطفاً ایمیل ارسال کنید).
نکته ظریف:
درست است که من Blogger قابلی نیستم، ولی همه می دانند
گوگل و یاهو و ... ، چقدر به کلماتی که در وبلاگها و سایتها درج می شوند، حساسند!!
مدتی است که در این وبلاگ، مستقیماً
مطلبی راجع به
IT نوشته نشده ومطلب فعلی
می
تواند بهانه ای باشد برای با مسمی تر کردن نام این وبلاگ!
و زدودن ابهاماتی مبنی بر اینکه، آی-تی
مورد نظر این وبلاگ چه نوع تکنولوژی اطلاعاتی است؟!
مطلب فعلی(لینک میان ام اس پی و اکسس)
هم می تواند در دسته بندی موضوع
مدیریت سیستمهای اطلاعاتی
و هم در موضوع PM
این وبلاگ قرار گیرد و نیز اینکه تیری باشد به دو نشان(برای کسانی که با اکسس و ام
اس پی آشنا نیستند)؛ هم گامی جهت آشنایی بیشتر با اکسس و اینکه چرا باید یک مهندس
صنایع، اکسس و نرم افزارهای مشابه را فرا گیرد و نیز گامی جهت درک بهتر
MSP.
þ
یکی از موارد و مسائلی که در وبلاگ یا
سایتهای مشابه دیگر مشاهده می شود، بحث و سؤال در مورد نحوه ایجاد ارتباط یا به
اصطلاح لینک میان نرم افزارهایی مثل پرایماورا(Primavera)
یا MSP با اکسس است و چون روشهای مناسبی نیز پیشنهاد نشده، من هم بر آن شدم در این
وبلاگ به این مطلب بپردازم تا مشکل شاق(!) مذکور برای کسانی که حتما می خواهند میان
"اکسس" و "ام اس پی" ارتباط ایجاد کنند و یا از نحوه گزارش گیری بسیار استاندارد و
فورمال MSP قانع نیستند، تا حدودی حل شود...
بخش اول این مطلب، یک فایل pdf است با حجم
237KB :
ادامه دارد
جلال کسائی
--- « نظر دهيد » ---
17
مهر
1383؛8اکتبر
2004
ارزش
بدست آمده(EV) مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت
6(
بخشهای قبلی و بعدی:7 ، 5 ،
4 ،
3 ،
2 ،
1 )
ب – 3 ) عبارات و اصطلاحات تکميلی مديريت
EV
از سه کمیت توضیح داده شده در
قسمت قبلی، می توان بودجه بندی کل برنامه را همچون تعیین کارآیی زمانبندی-هزینه و
تدارک هزینه برآورد شده پروژه ای که در حال تکمیل است، مشخص کرد.
پنج عبارت اضافی نیز، جهت ثبت
بازده هزینه و زمانبندی و بودجه برنامه، به صورت زیر تعریف می شوند:
Performance Measurement Baseline
(PMB)
بیس لاین اندازه گیری کارآیی
مجموع BCWS
کل
پکیج های کاری برای هر دوره زمانی، که برای کل مدت برنامه محاسبه می شود.
PMB طرح بودجه بندی بر مبنای مراحل زمانی(فازهای زمانی)
را در برابر بازده محاسبه شده پروژه ارائه می کند.
Budget At Completion (BAC)
بودجه تکمیلی
مجموع کل بودجه های تخصیصی به
یک برنامه، علاوه بر PMB؛
معمولاً مبالغی از ذخیره
مدیریت کنار گذاشته می شود که جزئی از کل بودجه برنامه بوده و به
پکیج های کاری خاصی اختصاص نمی یابد و برای اهداف کنترلی مدیریت ذخیره می شود.
BAC، مشتمل بر کل ذخیره های مدیریتی علاوه بر
PMB است.
Schedule Variance (SV)
انحراف
زمانبندی
این کمیت از تفاوت میان کار
زمانبندی شده (BCWS) و کار انجام شده حقیقی با بودجه
تعیین شده (BCWP) به دست می آید. انحراف زمانبندی، با
ارزش دلار بیان شده و از تفاضل "مقدار کاری که باید در دوره
زمانی داده شده، تکمیل شود" و " کاری که واقعاً با
همان بودجه تعیین شده به انجام رسیده"، حاصل می گردد.
Cost Variance (CV)
انحراف
هزینه
اختلاف میان هزینه برنامه ریزی شده برای کار انجام شده(BCWP)
و هزینه واقعی ناشی از انجام کار(ACWP).
CV هم ارزش حقیقی(به واحد دلار) هزینه های
بالاسری(overrunning) و هم
غیر بالاسری(underrunning)(در صورت وجود) را نسبت به هزینه برآورد شده
اولیه نشان می دهد.
Estimate At Completion (EAC)
برآورد
تکمیلی
این کمیت، هزینه های واقعی تحمیلی پروژه تا زمان حال، به اضافه برآوردی از هزینه
های کارهای باقیمانده می باشد. در لحظه شروع پروژه BAC
و EAC مساوی هستند؛ این تنها ACWP
نامساوی با BCWP است که باعث ایجاد عدم تعادل میان
EAC و BAC می شود.
þ
هم اکنون عبارات و پارامترهای اساسی تعریف شده اند و در قسمت بعدی طرز عملی اجرای
ارزش بدست آمده، بصورت گام به گام تشریح خواهدشد.
ادامه دارد
جلال کسائی
--- « نظر دهيد » ---
10 مهر
1383؛1 اکتبر
2004
ارزش
بدست آمده(EV) مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت
5(
بخشهای قبلی و بعدی:7 ،
6 ،
4 ،
3 ،
2 ،
1 )
ب – 2 ) توضيح عبارات و اصطلاحات مديريت
EV
در مدیریت ارزش
بدست آمده، 3 کمیت معیارها و قالبهای اساسی برای اندازه گیری بازدهی هزینه می
باشند؛ این کمیتها از مجموع هزینه های برنامه ریزی شده و واقعی در فازها(مراحل)ی
زمانی محاسبه شده و منطبق با هرکدام از پکیج های کاری هستند(از این پس عبارت پکیج
کاری به جای بسته کاری به کار برده خواهدشد) که عبارتند از:
1-
هزینه بودجه بندی شده برای کار برنامه ریزی شده(BCWS)
یا ارزش طراحی شده(یا برنامه ریزی شده)
2-
هزینه بودجه
بندی شده کار انجام شده(BCWP) یا ارزش بدست آمده
3- هزینه واقعی
کار انجام شده(ACWP) یا هزینه واقعی کار تمام شده
i
مقادیر بالا که در شکل 2 نشان داده شده اند، به صورت زیر تعریف می شوند:
Budgeted Cost of
Work Scheduled (BCWS)
مجموع بودجه های لازم برای کل
پکیج های کاری برنامه ریزی شده، جهت اتمام کار در یک دوره زمانی معین.
Budgeted Cost of Work
Performed (BCWP)
مجموع بودجه های لازم برای پکیج
های کاری تکمیل شده و اجزای کامل شده پکیج های کاری ناتمام.
Actual Cost of Work
Performed (ACWP)
هزینه های
واقعی صرف شده جهت تکمیل کارهای اجرایی در یک دوره زمانی معین؛ برای مقایسه متعادل،
ACWP فقط برای کار انجام شده ثبت می شود تا در برابر
کارهایی که BCWP آنها نیز گزارش شده، موجود باشد.
شکل 2
ادامه دارد
جلال کسائی
--- « نظر دهيد » ---
2 مهر
1383؛23
سپتامبر 2004
ارزش
بدست آمده(EV) مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت
4(
بخشهای قبلی و بعدی:7 ،
6 ، 5 ،
3 ،
2 ،
1 )
ادامه بحث ساختار شکست فعاليت (WBS)پروژه نرم افزاری؛
مشخصات
بسته کاری(Work
Package)
هنگامی که این
وظایف(وظایف شکسته شده در بخش قبلی) با پایین ترین سطح، زمانبندی شده و به خود
هزینه اختصاص می دهند، بهمراه منابع(انسان و مواد) مورد نیاز و مسؤولیت فردی برای
تکمیل آن، بسته کاری(Work
Package) را تعریف می
کنند. تعریف بسته کاری به مدیریت مؤثر ارزش بدست آمده، بستگی حیاتی دارد. یک بسته
کاری(Work Package) باید مشخصات زیر را داشته باشد:
1-
بسته
کاری(Work
Package) واحدهای
کاری را در سطوحی که کار در آنجا ایفا می شود، نشان می دهد.
2-
از بسته
های کاری دیگر متمایز باشد.
3- به یک
عنصر منفرد سازمانی، قابل تخصیص باشد.
4-
در هر بسته
کاری، شروع و تاریخهای تکمیل، زمانبندی شده باشند و مسافت نماهای(milestones)
موقتی، کاربردی بوده و حاکی از روند تکمیل فیزیکی باشند.
5-
بودجه یا مبلغ
معینی داشته باشد که با تعابیر و اصطلاحاتی همچون دلار، نفر-ساعت یا واحدهای قابل
اندازه گیری دیگر بیان شود.
6-
مدت آن، به یک
دوره زمانی کوتاه و نسبی محدود باشد یا توسط مسافت نماهای گسسته ارزش، به قسمتهای
جزء تقسیم بندی شده تا اندازه گیری عینی کار انجام شده، تسهیل گردد.
7-
با اجزای
تفصیلی مهندسی، ساخت یا زمانبندی های دیگر یکپارچه و هماهنگ باشد.
i
شاید بیشترین انتقاد وارد به استفاده
از ارزش بدست آمده در مدیریت ریسک، این تصور است که هرکدام از بسته های کاری در
اندازه ای محدود شده اند که در یک دوره زمانی کوتاه و نسبی، قابل تکمیل باشند، یا
اینکه شامل مسافت نماهایی گسسته ای هستند که می توان در مقابل بازده کاری، اندازه
گیری نمود.
-----------
در این تحقیق، عبارات و اصطلاحات
معتبری به صورت مکرر به کار گرفته شده اند و سعی بر آن خواهد بود که در بخشهای
بعدی، به طور ساده ای تشریح شوند.
ادامه دارد
جلال کسائی
--- « نظر دهيد » ---
15 شهريور
1383؛5
سپتامبر 2004
ارزش
بدست آمده(EV) مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت 3 (
بخشهای قبلی و بعدی:7 ،
6 ، 5 ،
4 ،
2 ،
1 )
ب
– مفاهيم مدیریت ارزش بدست آمده
قبل از بحث درباره
استفاده از مدیریت ارزش بدست آمده در برنامه ریزی مدیریت ریسک یک پروژه لازم است
که بعضی از مفاهیم
پایه روش EV
تشریح شود. مهمترین نکته کاربردی مدیریت ارزش بدست آمده، درک مفهوم ساختار شکست
فعالیت(WBS : Work Breakdown Structure) می باشد.
ب – 1 ) ساختار شکست فعاليت (WBS)
یک WBS،
تقسیم بندی با ساختار درختی یک پروژه به عناصر ترکیبی آن است. یک پروژه بصورت
سلسله مراتبی به بخشهای سخت افزاری، نرم افزاری و دیگر وظایف کاری مورد نیاز برای
تکمیل پروژه شکسته می شود (این بحث، پروژه های نرم افزاری را مد نظر قرار داده است).
WBS، فقط روند تولید محصول را تعریف نمی کند، بلکه
وظایف ضروری کار برای تولید محصول تعیین شده را نیز مشخص می نماید.
WBS ابزاری برای سازماندهی اجزای محصول و وظایف کار به
یک ساختار قابل شناسایی است که بوسیله آن می توان وظایف جزء را برنامه ریزی،
زمانبندی و پیگیری کرد.
WBS
با یک عنصر واحد در رأس ساختار درختی شروع می شود که آن، عنصر نماینده کل فعالیتهای
پروژه است. این به سطح یک WBS
نسبت داده می شود؛ سطوح پایین تر به تناسب، سطوح 2، 3 و ... نامگذاری می گردند.
در
ضمیمه 1 نمونه استانداردی از یک مثال
WBS
برای یک پروژه از دسته بندی توسعه نرم افزار نشان داده شده است.
پایین ترین سطوح یا
لایه های WBS
دارای معنی و مفهوم با اهمیتی هستند؛ برای اینکه هر لایه، یک عنصر گسسته از کار یا
وظیفه ای است که در برابر منابع تخصیص یافته، قابلیت انجام داشته و هزینه و زمان
مورد نیاز برای انجام آن، قابل سنجش است.
ادامه دارد
جلال کسائی
--- « نظر دهيد » ---
19 مرداد
1383؛9
آگوست 2004
ارزش
بدست آمده(EV) مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت 2 (
بخشهای قبلی و بعدی:7 ،
6 ، 5 ،
4 ،
3 ،
1 )
2. کلیات
بیش از سه دهه است
که EV
(ارزش بدست آمده ) به عنوان یک تکنیک اثبات شده و تحت استفاده در مدیریت پروژه،
جایگاه خود را برجسته نموده و جای خود را در کنار دیگر ابزار ارزشمند باز کرده است.
EV
در کاربرد رسمی، به عنوان وسیله ای مؤثر برای نظارت و مدیریت ارشد سیستمهای جدید در
مراکز دولتی ایالات متحده شناخته شده است. در یک شکل وسیع، ارزش به دست آمده تکنیکی
مفید در مدیریت هرنوع پروژه است که پروژه های نرم افزاری یکی از موارد ویژه کاربردی
آن است.
3. مقدمه ای
بر مفهوم Earned – Value
الف – تاریخچه
ارزش به دست آمده
چند دهه است که از سوی دولت ایالات متحده به صورت سختگیرانه ای برای بسیاری از
سازمانها، اجبار شده است تا برای استفاده فرمالیزه و استاندارد از آن جدیت نمایند.
نسخه رسمی و استاندارد آن از سال 1967 توصیه شده و این هنگامی بود که سازمان دفاع(DOD) ،
سی و پنج معیار سیستمهای کنترل هزینه/زمانبندی (C/SCSC)
را بر روی همه مراکز صنعتی خصوصی که خواستار شرکت در سیستمهای عمده دولتی آتی که از
انواع قراردادهای هزینه/قابل پرداخت و یا مورد رقابت اکثر شرکتها بودند،در راهنمایی
منتشر نمود. پس از آن هر موقع که سیستم عمده جدیدی توسط دولت ایالات متحده آمریکا
تهبه می شد که ریسک رشد هزینه توسط آن ارگان ثابت می ماند، این 35 معیار باید توسط
پیمانکار رعایت می شد.
اثراجبار
C/SCSC
مستلزم یک
نسخه رسمی و استاندارد از مفهوم "ارزش به دست آمده"مدیریت هزینه وزمانبندی
پروژه های عمده انتخابی جدید بود. یک قرارداد به ارزش حداقلی(چندین میلیون دلاری) و
یک برنامه زمانی حداقلی(بیش از دوازده ماه)، باید قبل ا ز اعمال معیار، معرفی و
تشریح می گردید. معیار ارزش بدست آمده، لزوماً در جهت تهیه سیستم اصلی بودند.
مفهوم
C/SCSC
بطور ناسازگاری برای بیش از 30 سال به کار گرفته شده و به صورت قالب استاندارد
مناسبی برای استفاده در سیستمهای عمده دولتی در آمده است. ارگانها و سازمانهای دیگر
دولتی در ایالات متحده و کشورهای دیگر همانند استرالیا، کانادا و سوئد، معیار ارزش
بدست آمده مشابهی را در مدیریت استفاده از سیستمهای عمده خود اتخاذ کرده اند.
یک ساختار
کاربردی مدیریت علمی در استفاده از مفهوم ارزش به دست آمده، توسعه یافته که عمدتاً
توسط DOD(سازمان دفاع) و انستیتو صنعتی نیروی هوایی (AFIT)
پیشنهادشده است .
در ادامه
بحث به تشریح استفاده عملی از مفهوم ارزش به دست آمده خواهیم پرداخت.
ادامه دارد
جلال کسائی
پاورقی:
1- Department ofDefense
(DOD)
2- Cost/Schedule
Control SystemsCriteria
(C/SCSC)
3- AirForce
Institute of Technology (AFIT)
--- « نظر دهيد » ---
3تير
1383؛22
ژوئن 2004
ارزش
بدست آمده مدیریت پروژه؛
ابزاری قدرتمند
برای پروژه های نرم افزاری
قسمت 1 (
بخشهای قبلی و بعدی:7 ،
6 ، 5 ،
4 ،
3 ،
2 )
Fکوئنتین فلمینگ(Quentin
W. Fleming) و ژوئل کاپلمن(Joel M. Koppelman) که
از مدیران ارشد شرکت پریماورا هستند، در مورد ارزش بدست آمده(Earned
Value) چنين می گويند:
حتی اگر
15
درصد يک پروژه تکمیل شده باشد، ارزش بدست آمده، هر پروژه ای را به ابزار آگاهی
دهنده ای مجهز می کند که بتواند در اسرع وقت علایمی(سیگنالهایی) صادر کند. این
علایم(سیگنالها) مدیر پروژه را قادر می کند، حتی با در دست داشتن مقادیر محدود
آماری، بودجه نهایی را برای پایان کار پیش بینی نماید.
اگر نتایج پیش بینی نهایی برای مدیریت،
غیر قابل قبول باشند، گامهای پروژه می توانند به سرعت به سوی نیازمندیهای نهایی
تغییر یافته، متمایل شوند.
دستاورد نهایی، پروژه های نرم افزاری
هستند که با در برداستن تعداد بیشتری از تصویرهای نهایی، توان تکمیل را دارند و این
در صورتی محقق می شود که مدیر پروژه بازده هزینه حقیقی را، از لحظه شروع پروژه
اعلام نماید.