افراد بيش از حد فعال، قرباني نهايي سيستمهاي ايراني!
هرچقدر خواستم جلوي خودم را بگيرم نتوانستم در
مورد جام جهاني فوتبال چيزي ننويسم! و با توجه به
اينكه در اين وبلاگ بخشي با عنوان «آفسايد» وجود دارد
و از طرفي، مدتي قبل، در مورد عادل فردوسي پور
اظهار نظركرده بودم، اين كار برايم دشوار بود!خواهشمندم نگوييد تو كه اين حرفها را ميزني
چرا در مورد فوتبال اظهار نظر مي كني! تو اگر كار
خودت را بلدي، مارادونا را ول كن و همين وبلاگ را
خوب اداره كن!
مستقيما ميروم سر اصل مطلب:
كسي نيست به عادل فردوسي پور بگويد امثال شما كه
صرفا
وظيفه گزارش فوتبال را داريد، به چه دليلي اين احساس را در ميليونها تماشاگر
تلويزيوني ايجاد مي كنيد كه علي دايي(يكي از ستارگان پير و
غير پارسي تيم ملي) هيچ تحركي ندارد! مربي تيم،
تاكتيك ندارد بايد عوض شود! علي كريمي خسته
و كوفته نبايد تعويض شود، چون به هرحال «علي
كريمي»
است(انگار علي دايي، علي دايي نيست)! دروازه بان
اشتباهات فاحشي دارد و ... وقتي كل تيم مي لنگد
چرا به تك تك افراد گير مي دهيد؟! يادم هست تا چند
لحظه قبل از گل دوم مكزيك به ايران، گزارشگر
مربوطه، از بازي عالي رحمان رضايي تعريف و تمجيد
مي كرد! ولي بعد از خوردن رحمان رضايي شد بدترين
مدافع جهان!
مي توان تك تك افراد را در صورت كم كاري مورد
سرزنش قرار داد، البته آنهم در صورتي كه سيستم
تاكتيكي و مديريتي به درستي اعمال شود.
تيم فوتبال همچون يك شركت است! فرض كنيد شركت
X كه در بازار انحصاري
داخلي، فلان ماشين را توليد مي كند بيايد و با
شركت تويوتا كه در شرايط بازار آزاد، رقابت جهاني
كرده و محصولي همچون تويوتا پرادو دارد،
مسايقه كيفيت بدهد! و درحاليكه نتيجه قابل پيش
بيني بوده، و در شركت اول كه يك سيستم صحيح مديريت
و نظارت بر كيفيت وجود ندارد، بيايند كارگر و
مهندسان را بدليل عدم بازرسي كيفي كالاها، اخراج
يا توبيخ كنند!
عرض
كنم كه از
شغل فعلي خود رضايت دارم، ولي از آنجا كه هر بشري
در فكر كسب موقعيت بهتر مي باشد، من هم هر از
چندگاهي به مصاحبه هاي استخدامي مي روم و اگر
مصاحبه موفقيت آميز نباشد، جنبه مثبت قضيه، يعني
آشنايي با شركتها و سازمانهاي مختلف را در نظر مي
گيرم.
هفته
قبل هم به يك مصاحبه دعوت شده بودم و شغل مورد نظر
هم كار در بخش بازرگاني يك شركت مرتبط با
صنعت خودرو بود. با اينكه سؤالات، كليشه اي بود، دو مورد
را كه به نظرم جالب بودند ذكر مي كنم:
مورد
اول
...
مصاحبه كننده: مي خواهي ادامه تحصيل بدهي؟ در امتحانات فوق ليسانس شركت كردي؟
جواب: بله؛ در رشته MBA
شركت كردم، ولي چون مطالعه كمي داشتم، فكر نمي كنم
قبول شوم.
مصاحبه كننده: حالا تو فكر كن كه قبول مي شوي! اين
شركت هم به كاركنان، اجازه تحصيل حين انجام كار نمي
دهد(توجه
داشته باشيد كه اين شركت، در هر اتاق و
سالنش يك تابلو اشتهار و يا اخذ تنديس تعالي سازماني
EFQM هم نصب كرده است!)، اگر
قبول شوي اينجا مي ماني يا مي روي ادامه تحصيل
بدهي!؟
جواب: احتمال اينكه از دانشگاهي مثل شريف
و پلي تكنيك قبول شوم
خيلي پايين است. بقيه را هم بدليل پولي بودن قبول ندارم!!
مصاحبه كننده: پارسال يكي مثل تو آمده بود و مي
گفت امكان ندارد كه قبول شوم، ولي قبول شد و در
نتيجه اختلاف
پيدا كرديم! تو فرض كن قبول مي شوي!
جواب: اگر من از دانشگاه شريف قبول شوم، حتي اگر در
جنرال موتورز كار كنم، مي روم شريف!
(البته بعدا، وقتي كه
CD حاوي مشخصات فارغ
التحصيلان صنايع شريف را ديدم كه اسامي را مثل يك
خروار اطلاعات تفكيك شده و تفكيك نشده، داخل يك
فايل word ريخته اند،
كمي تغيير موضع دادم!)
مصاحبه كننده: آفرين! اين حرف تو بيانگر اين است
كه براي آينده ات plan
داري!
جواب: خواهش مي كنم، شما هم اختيار داريد!
...
مورد
دوم
...
مصاحبه كننده: يكي از نقاط ضعف خودت رو بگو!
جواب:
بقيه به من مي گويند در برقراي ارتباط با
ديگران در بار اول يه خورده مشكل داري! نقطه ضعف
من هم شايد اين باشه، ولي به مرور، اين نقطه ضعف
خودم را به نقطه قوت خود تبديل مي كنم؛ يعني روابط
خوبي با همكاران ايجاد مي كنم.
مصاحبه كننده: از بادي لنگيوجت(Body
language) معلوم بود! مي تواني يك جلسه
بيست نفره را به خوبي اداره كني؟
جواب:
البته به دليل اينكه معمولا مرئوس بوده ام،
لاجرم در جلسات مورد نظر شما هم، حداكثر نقش
حاضركننده فايلهاي
presentation و معاونت داشته ام، ولي فكر
نمي كنم كار سختي باشد!
(البته دليل هم داشتم كه ديگر نگفتم؛ يعني همراهم
نبود! منظورم شكل روبرو است كه در شماره 137 گسترش
صنعت درج شده! يعني كدام جلسه در
اين مملكت به خوبي اداره مي شود، كه جلسه برگزار
شده توسط حقير، دومي باشد!)
درست
است كه دير شده ، ولي به همه دوستان سال جديد را تبريك ميگويم!
بين
خودمان باشد اگر تقويم رسمي ايران، اين همه
مناسبت، عيد و عزايي نداشت و در نتيجه تبريك و
تسليتي هم در كار نبود، آيا حرفي براي گفتن داشتيم يا
نه؟!
انشاء
الله مثل ابتداي سال كه با افزايش حقوقها شروع
شده، روزهاي خوب زياد داشته باشيد و البته خواهش
من از دوستان كارمند و حقوق بگير اين است كه لطفا
به هيچ كس نگويند كه حقوقشان زياد شده! چون ممكن
است دلالان املاك و راننده ها و بازاريها و ...
قضيه را بفهمند و اونها هم درصدهايي را بكشند روي
مبالغ دريافتيشان و آش همان آش بشود و كاسه همان
كاسه ، و كارمند جماعت بمانند و حوضشان!
البته دوستاني كه مثل ما زير ديپلم نيستند،
مي دانند كه اين ها يعني : «
تورم » !
عادل
فردوسي پور و مهندسي صنايع
جناب
عادل فردوسي پور را كه مي شناسيد؛ ليسانس و فوق
ليسانس مهندسي صنايع را از شريف گرفته و ديگر حرفي
نيست در مورد تخصص و اعتبارش؛ مي گويند كه استاد
زبان هم هست در دانشگاه شريف!
ولي
دقيقا خاطرم نيست، پارسال در يك مصاحبه تلويزيوني
كه با او انجام مي شد، در پاسخ به اينكه مهندسي
صنايع و فوتبال چه ارتباطي با هم دارند كه شما به
عنوان يك تحصيلكرده مهندسي صنايع، به عنوان
موفقترين و معروفترين فرد رسانه اي در مورد فوتبال
هستيد، گفت كه ارتباطي بين اينها نيست و اين بخاطر
علاقمندي زياد من به فوتبال است!
البته
عادل مي توانست به صورت عادلانه تري بگويد كه «
فوتبال » هم مي تواند به علت تيمي بودن بازي و نيز
ارتباطات و پاسكاري ميان بازيكنان در حين بازي، و
تاكتيكهاي دفاعي و تهاجمي اتخاذ شده از سوي مربي،
به عنوان يكي از موضوعات قابل بحث و بررسي مهندسي
صنايع مطرح شود. مثلا بررسي و تحليل آماري كارآيي
و عملكرد بازيكنان با توجه به تعداد پاسهاي درست و
غلط، شوتهاي درست و غلط، سانترها، مشاركت در تهاجم
و دفاع، تعداد تكلها و توپگيريها و حتي وضعيت
انضباطي و اخطارها، مي تواند در باشگاههاي حرفه اي
فوتبال (حتي در ايران) مفيد واقع شود و اين با در
نظر گرفتن اينكه، يك دقيقه بازي بازيكنان حرفه اي،
هزينه فراواني براي باشگاهها دارد، اهميت فوق
العاده اي پيدا مي كند.
يك صفحه مچاله شده روزنامه همشهري باعث
شد كه در بحث خارج از خط، اين بار، گريزي به روانشناسي بزنم!
اصولا يكي از مسائل رفتاري كه در خيلي از
محيطهاي كاري پيش مي آيد به دليل عدم بكارگيري متخصصهاي روانشناس و روانكاو يا
برقراري ارتباط نامناسب مديران با آنهاست؛ و دليل آن هم شايد به اين خاطر است كه
قواعد و اصول مهندسي صنايع، تلاش در كمينه كردن زمان و مكان و انسان و هزينه و ...
داشته و معمولا متغيرهاي مربوط به اخلاقيات، روحيه و انگيزه انساني را به دست
فراموشي مي سپارد!
البته
با توجه به اينكه پرداختن كامل به مبحث روانشناسي و بررسي ارتباطات آن با مديريت،
ما را واقعا در خارج از خط مهندسي صنايع گرفتار خواهد كرد و البته اينجانب هم
سررشته اي در اين مورد ندارم، بهتر است به موضوع مورد اشاره فوق در روزنامه همشهري
بپردازيم و آن خودشيفتگي است:
خودشيفتگي:
به نظر مي رسد يكي از مهمترين دلايل
شكست كارهاي گروهي و تيمي، خودشيفتگي بعضي از اعضاي تيم يا گروه باشد:
الف) اصولا خيلي ها خودشيفته نيستند
ولي بدليل كسب موفقيتهاي مقطعي و ... خودشيفته مي شوند و با تعريف و تمجيدي كه از
دور و بر خود مي شنوند توقع هاي جديدي پيدا مي كنند و روند همكاريشان با ديگر اعضاي
گروه دچار تغييرات ناخواسته و غيرقابل كنترل مي شود و اين بر روند انجام پروژه ها و
فهاليتها
تاثير مي گذارد.
ب) در صورتي كه مدير و سرپرست گروه،
خودشيفته باشد و يا بدلايل بيان شده در بند الف به آن مبتلا باشد، وضعيت بغرنج تر
خواهد.
ج) ممكن است من و شما هم فكر كنيم
خودشيفته نيستيم، ولي جهت واكسيناسيون هم كه شده، پيشنهاد مي كنم اين مطلب را كه به
صورت يك عكس jpg
، لينك كرده ام بخوانيد!
انشاء الله گروهها و تيمهاي هميشه موفقي داشته باشيم.
1- اولا من با این کاملا مخالفم
که کسی از رشته هایی غیر صنعتی مثل ریاضی محض و فیزیک و ...، بدون اینکه بوی فلز
مذاب و براده و ماشینکاری را در کارگاههای ریخته گری و جوشکاری و ماشین افزار و
CNC حس کرده باشد و همچنین پروژه های پر درد سر طرحریزی
واحدهای صنعتی و طرحریزی صنایع کوچک و ... را انجام داده باشد، بیاید و با تست زنی
و جزوه خوانی بشود : کارشناس ارشد مهندسی صنایع و یا MBA
!
2- اصلا نمی خواهم نا امیدتان کنم،
ولی شاید شما هم در مورد دانشگاه آمریکایی هاوایی و دیگر دانشگاههای غیر انتفاعی
چندملیتی، آزاد، شبانه، مکاتبه ای، اینترنتی و ... که مدارک دکترا و فوق لیسانس را
مثل نقل و نبات خیرات می کنند، چیزهایی شنیده اید! که آدم را از هر چه مدرک و
دانشگاه و تحصیلات عالی و غیر عالی است بیزار می کنند. ولی جدا از شوخی اگر می
خواهید امسال در امتحان بسیار سخت کارشناسی ارشد مهندسی صنایع - مهندسی صنایع شرکت
کنید می خواهم منابع و جزوات خوبی را خدمتتان معرفی کنم، با توجه به اینکه دوستان
بازدیدکننده و علاقمند به مهندسی صنایع ، مکررا از حقیر چنین درخواستی داشته
اند،(غافل از اینکه کسی که لالایی بلد باشد، چرا خودش خواب فوق لیسانس را هم نمی
بیند؟!!!) تصمیم گرفتم که کمکی هرچند ناچیز بکنم.
با مطالعه کتب و جزواتی که ذیلا
معرفی شده، تعدادی از دوستان قدیم من موفق شده اند و آنهایی هم که قبول نشده اند
مطالعه آنها را بسیار مؤثر دانسته اند؛ امیدوارم با مطالعه و برنامه ریزی دقیق در
میان پذیرفته شدگان سال آینده باشید:
کنترل تولید و موجودی های 1 :
(ضریب 1)
1- کتاب کنترل تولید و موجودی
ها (تألیف: عسگر زاده)
2- جزوه کنترل موجودی دانشگاه
صنعتی شریف
3- تستهای پردازش(بخش خلاصه
درس)
4- جزوه کنترل موجودی دانشگاه
صنعتی امیرکبیر
تحقیق در عملیات
1 : (ضریب
2)
1- کتاب پژوهش عملیاتی (تألیف:
محمدرضا مهرگان)
2- تستهای پردازش تحقیق در
عملیات برای رشته های مدیریت و صنایع
3- نکات تستی پژوهش
عملیاتی(تألیف: محمدرضا مهرگان)
طرحریزی واحدهای صنعتی
: (ضریب
1)
1- طرحریزی واحدهای صنعتی
( اپل )
2- جزوه طرحریزی واحدهای صنعتی
دانشگاههای علم و صنعت، صنعتی شریف و امیرکبیر
3- جزوه ارزیابی کار و زمان
(خانم مخاطب رفیعی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
4- تستهای پردازش برای درس
طرحریزی واحدهای صنعتی
آمار و احتمال مهندسی
: (ضریب 2)
1- کتاب و جزوه آمار مهندسی (
تألیف دکتر محلوجی ؛ دانشگاه صنعتی شریف)
2- کتاب احتمال مهندسی (شلدون
راس؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
3- آمار مهندسی وال پل (و جزوه
دکتر رئیسی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
4- تستهای آمار و احتمال مهندسی
(تالیف دکتر مسعود نیکوکار ؛ انتشارات آزاده)
زبان عمومی و تخصصی
: (ضریب
1)
برای زبان منبع خاصی پیشنهاد
خاصی ندارم! لطفا شما هم نظر دهید:
در
این وبلاگ مطالبی را که مستقیما با مهندسی صنایع و مدیریت مرتبط نباشد، در دسته
بندی موضوعی "خارج از خط(آفساید)" می نویسم؛ بنابراین سوء تفاهم نشود! به بیان ساده
تر، این مطلب در مورد این نیست که انتخاب رئیس
جمهور جدید با مقوله آفساید مرتبط است؛ شاید عبارت آفساید را بتوان به تمسخر ایشان
توسط اصلاح طلب نماهایی نسبت داد که روزی، روزگاری "زنده باد دشمن من" ورد زبانشان
بود!! امیدوارم به علت ناراحتی از عدم پیروزی در انتخابات، "رفورم" و "اصلاح طلبی" به دست
فراموشی سپرده نشود!
فکر
می کنم اصلاح طلب ترین و رفورمیست ترین فرد در میان کاندیداهای ریاست جمهوری
انتخابات امسال، همین دکتر احمدی نژاد بود! رئیس جمهور جدید یکی از محورهای اصلی
فعالیتهای اجرائی اش را مبارزه با فساد و رانتخواری های اقتصادی اعلام کرده است که به نظرم یکی از مهمترین عوامل توجه طیفهای
گسترده متوسط و زیر متوسط اجتماعی به ایشان بود. من هم فکر می کنم یکی از راههای
علاج سیستم بیمار صنعتی و اقتصادی ایران، اصلاح گسترده ساختار مدیریتی و از بین
بردن مافیاهای مدیریتی در درون صنایع مادر کشور است.
از طرف دیگر با مد نظر قراردادن اینکه
در حال حاضر، ایران عضو ناظر در سازمان تجارت جهانی(WTO)
است و روزی روزگاری باید به آن بپیوندد، و با توجه به اینکه هم اکنون قیمت نفت
در بازارهای جهانی در بالاترین سطح می باشد، آقای احمدی نژاد این شانس را دارد،
همانطور که اعلام کرده، با تحت حمایت قراردادن زیرساختارهای صنعتی و کشاورزی در
کلیه نواحی کشور(وبصورت غیر متمرکز)، با تزریق درآمدهای نفتی و با اتخاذ استراتژی
های مناسب اقتصادی و توجه به توسعه منابع انسانی، کشور را برای رقابت در عرصه جهانی
تجارت آماده و ایمن سازی کند.
بنابراین جهت مقابله با سونامی جهانی،
ایجاد یک سونامی در ساختار مدیریتی کشور مفید هم خواهدبود!
به قول خانم سیمین بهبهانی، به خاطر
پیشرفت
ایران، هیچکس نمی خواهد دولت جدید موفق نباشد؛
بالاخره ما از دست پيكان راحت شديم يا
پيكان از دست ما؟!
بالاخره بعد از كش و قوسهاي
فراوان و حضور وزير صنايع و رييس جمهور و ... ، توليد پيكان بعد از چهل سال متوقف
شد؛ البته حالا فقط بدنه پيكان سواري توليد نمي شود، چون قلب تپنده آن هنوز به پژو
RD و پيكان وانت پيوند يافته است! تا بنزینهای خریداری شده از فرنگ در طرفه العینی
با بدنه های باکلاس تر پژويی و یا باربر وانتی، سوزانده شوند.
به سراغ داستانهاي تكراري
مقايسه هيوندايي كره و ايران خودرو كه همسن و سال يكديگرند، نمي روم كه آنها كجايند
و ما كجا؟ به نظرم تنها نبايد صنايع را باهم مقايسه كرد، بايد فرهنگهاي مصرف را هم
مقايسه نمود و اينكه توقعات از يك نظام توليد چگونه بايد باشد، تا تولیدکننده ها هم
بدانند با مشتریانی حسابگر روبرو هستند.
در این راستا لطفا عكسهاي زير
را ملاحظه كنيد، چنین مواردی را حتما شما هم دیده اید:
این هم یک آگهی از
نیازمندیهای همشهری:
راننده این پیکان سواری
1600i یعنی 1600 سی سی انژکتوری را برعکس چسبانده
و یا برایش چسبانده اند(!):
دیروز با دوستان از جلوی برجهای ... ساز(مقابل شهر بازی؛ اوین و اون ورها!) رد
می شدیم.
شرکت سازنده برجها کاری جالب کرده بود؛ و آن اینکه یک صفحه دیجیتالی با شماره
معکوس جهت نشان دادن روزهای باقیمانده اتمام پروژه در بالای برج نصب کرده بود.
البته اولش فکر کردیم آن صفحه دیجیتالی 2 رقمی است ولی زود فهمیدیم سه رقمی است
و احتمالا از عدد 999 شروع شده !!؟ و کار شرکت یادشده خیلی با حساب و کتاب تر
از این حرفها است. و رفیق عمرانی من این را راز موفقیت شرکت مزبور می دانست.
کاری
بود که فکر می کنم فقط آن سوی آبها انجام می شود و جرأت بالایی می طلبد. البته
مشتری یا مشتریان منتظر برای اتمام پروژه، به احتمال فراوان، افرادی غیر آسیب
پذیر هستند که هزینه های گزاف انجام چنان پروژه هایی را با کمال میل تقبل کرده اند! با
این حال، چنین عملکردهایی باعث ایجاد تعهد در دیگر شرکتهای رقیب خواهد شد تا
برای اتمام
و تحویل سریعتر پروژه های مسکونی و ... برنامه ریزی های مناسبی انجام
دهند.
--- «
نظر دهيد » ---
7 مرداد
1383؛28
ژولای 2004
خارج
از خط (آفساید - 1 ):
یک خبر بد(یا یک شایعه بد!) برای مهندسین و دانشجویان صنایعی
که تو فاز "فوق و ارشدیت"اند(!) و یک خبر خوش(یا یک شایعه خوش!) برای مهندسین
و دانشجویان غیر صنایع که تو نخ "فوق" صنایع اند!!
از قرار معلوم وزارت علوم،
تحقیقات و فناوری و ...(اگه اسمش رو عوض نکرده باشند!)، آزمون کارشناسی ارشد
مهندسی صنایع - مهندسی صنایع را که گل بود، به سبزه نیز آراسته تا دو-سه هزار
نفری را که هر ساله سرکارند تا 60-70 نفرشان را از لای جزوات درسی دانشگاه
صنعتی امیرکبیر و شریف و مؤسسه پرسپولیس(!!) فیلتر کرده و کارشناس ارشدشان
بنماید و بقیه را تو کف بگذارد؛(البته از همینجا از کلیه ارشدها عذر می
خواهم! منظوری نداشتم)!
چون می خواهد به این خیل انبوه،
30-40هزار نفر نخبه دیگه تحت عنوان مهندس کشاورزی و معدن و متالورژی و
فیزیوتراپی و قالیبافی و ... که درصدد مهندس ارشد صنایع شدن هم هستند، اضافه
کند تا بدینطریق مشکل بیکاری رشته های اخیر حل شود!!
چون احتمال دارد، مهندس صنایع
شوند و بازار و صنعت که ماشالله هزار ماشالله، برای هزاران هزار دکترای صنایع
هم اشباع نمی شود، چه برسد به 60نفر کارشناس ارشد برآمده از سی-چهل هزار
داوطلب فوق!!
ضمناً یکی از دوستان ما با شنیدن
خبر بالا، پاپیچ ما شده که یالله منابع مواد امتحانی کارشناسی ارشدتون رو به
من معرفی کن! من هم که از خواندن کتب و جزوات فوق استثنایی دانشگاه صنعتی
اصفهان خیری ندیده ام و البته من که برای فوق لیسانس موفق به مطالعه نشده ام
(دوستان همدانشگاهی سابقم، خیلی بیشتر از من نالانند!)، از کلیه خوانندگان
مطلع و در جریان(!) امر خواهشمندم در صورت درستی خبر مزبور، منابع و کتب
معتبر مورد نظر خود را در ستون نظرات بخش زیر نوشته و یا به
ایمیل من بفرستند، تا من هم از شرمندگی دوستان "صنایع پرستم"(!) خارج
شوم!
اینطوری، بخیل نبودن و کم توقع
بودن مهندسین و دانشجویان مهندسی صنایع، بیش از پیش اثبات می گردد!! تا نظر
شما چه باشد!؟